فريد الدين العطار النيسابوري
50
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )
نَفْسِ كافر را بكُش مؤمن بباش * چون بكُشتى نَفْس را ايمن بباش در تعصّب اين فضولى مىمكن * از سرِ خويش اين رسولى مىمكن نيست در شرعت سخن تنها قبول * چه سخن گويى ز يارانِ رسول ؟ نيست در من اين فضولى اى إله * از تعصّب دار ، پيوستم ، نگاه پاك گردان از تعصّب جانِ من * گو مباش اين قصّه در ديوانِ من . آغاز كتاب مرحبا اى هدهدِ هادى شده * در حقيقت پيكِ هر وادى شده اى به سر حدِ سبا سيرِ تو خوش * با سليمان منطق الطّيرِ تو خوش صاحبِ سرِ سليمان آمدى * از تفاخُر تاجوَر زان آمدى ديو را در بند و زندان باز دار * تا سليمان را تو باشى راز دار ديو را وقتى كه در زندان كنى * با سليمان قصدِ شادروان كنى .